Flashback

Friday, March 10, 2006



باز هم حمام عمومي !

حيفم آمد بحث حمام را تمام كنم و از جنگ دوش و خزينه جيزي ننويسم . در دهه
بيست بيشتر حمام ها علاوه بر چند خزينه تعدادي دوش هم به تازه گي براي آدمهاي با سواد داير كرده بودند و بعضي از تحصيلكرده ها ( مثلا كساني كه سيكل داشتند !) بعداز خزينه زير دوش ميرفتند و غسل ميكردند. ولي مومنين آن روزگار كه سواد درست و حسابي نداشتند غسل را فقط توي خزينه صحيح ميدانستند و اغلب مراسم مخصوص غسل را توي خزينه انجام ميدادند. آب خزينه معمولا هفته اي يك بار عوض ميشد و در روزهاي بعد كه آب صابون ، چرك و كثافات توي آب زياد ميشد با لجن كش فقط لجن و كف صابون را از ته و سطح آب جمع كرده و بيرون ميريختند. ما بچه ها و شايد بزركتر ها همينكه وارد خزينه ميشديم بعلت ولرم بودن آب خوشمان مي آمد ادرار كنيم و آب خزينه كه از نظر شرعي كر بود و نجس نبود ميتوانست محل مناسبي براي غسل كردن باشد. بديهي است اين آب از نظر بهداشتي اصلا براي شستشو مناسب نبود . اكثر مومنين بيسواد آداب و مقدمات غسل را داخل همين آب آلوده انجام ميدادند كه از آن جمله يكي اين بود كه با دست مشتي از آب خزينه را توي دهان مزه مزه ميكردند و اين عمل از اعمال مستحبي بود كه داخل خزينه انجام ميشد . بعد ها كه در دانشكده ادبيات مشهد شاگرد آقاي دكتر شريعتي بودم برايمان توضيح داد كه فلسفه مزه مزه كردن آب خزينه شايد به اين علت بوده كه آب خزينه يا محلي كه غسل ميكنيم بايد آنقدر تميز باشد كه بتوانيم آن را در دهان مزه مزه كنيم . ولي بقول مولانا مردم بيسواد آن روز .... را ديده بودند ولي كدو را نديده بودند . به هر حال اين خزينه كثيف كه آب آن هفته اي يك بار عوض ميشد و در طول هفته ده ها نفر در اين حجم ثابت و راكد آب غسل ميكردن و بلكه محل كثيف بدن را هم داخل آب شسته و بچه ها هم داخل همان آب ادرار ميكردند محل انتقال انواع ميكروب و قارچ هاي پوستي بود كه باعث ميشد 90 در صد مردم از كوچك بزرگ به بيماري كچلي و يا تراخم مبتلا شوند. بالاخره يك روز دولت تصميم گرفت خزينه ها را تعطيل كند تا مردم فقط از دوش براي آب كشيدن و غسل كردن استفاده كنند . من
در سن 7 يا هشت سالگي بودم كه روزي شاهد راهپيمايي جمعي از مردم بودم كه اعتراض خود را از بسته شدن خزينه ها بصورت مسالمت آميز ابراز ميكردند و فرياد ميزدند غسل زير دوش صحيح نيست و خزينه ها بايستي مجددا گشوده شود . خوشبختانه دولت به اين تظاهرات اهميتي نداد و خزينه ها همچنان تعطيل بود تا مومنين آن روزگار كه( واقعا مومن نبودند بلكه نا آگاه بودند) به دولت كلك زدند به اين ترتيب كه جلوي خزينه ديوار شده بود ولي از پشت يك راهرو مخفي يك سوراخ ايجاد كرده و دور از چشم پليس و مامورا ن مخفي بهداشت وارد خزينه ميشدند و به روش سنتي در داخل خزينه غسل ميكردند( در عصر جديد هم موتور سوارهاي باسواد نيز همين كار را انجام ميدهند يعني از ترس پليس جلوي مامور كلاه كاسكت سرشان ميگذارند و به محض دور شدن مامور كلاه را از سرشان بر ميدارند ، در حقيقت سر خودشان كلاه ميگذارند و همين طور كمر بستن سرنشين اتومبيل ها كه اكثرا هم به جاي سيكل ليسانس دارند !!.) جنگ خزينه و دوش سالها ادامه داشت تا مردم باسواد شدند و كم كم مدرنيته بر سنت غلبه پيدا كرد و خزينه براي هميشه از حمام ها برچيده شد. بعد ها در مشهد تعدادي حمام هاي خصوصي ساخته شد كه تعدادي دوش خصوصي براي هر نفر ساخته شده بود و مشتري از دوش خصوصي و لنگ شخصي استفاده ميكرد. بد نيست اين را هم نقل كنم كه پدرم اگر چه سواد شش ابتدايي بيشتر نداشت ولي خيلي زود وقتي من 10 ساله بودم داخل منزل يك حمام طبقه بالا براي خودش و مادرم و يك حمام براي بچه ها و بقيه فاميل در زير زمين ساخته بود كه ما از رفتن به حمام عمومي محروم شديم . بعد ها فهميم چرا ما نمي بايستي از حمام خصوصي بابا و مامان كه درب آن از داخل اطاق خواب بابا باز ميشد استفاده كنيم!.

1 Comments:

At 1:43 AM, Blogger alone said...

کماکان خسته نباشید .این کامنتدونی وبلاگتون رو هم درست کنید چون فقط اعضای بلاگسپات میتونند براتون کامنت بگذارن
سولماز76

 

Post a Comment

<< Home